خرمآباد، درهای سرسبز در میانه رشتهکوههای زاگرس، نهفقط بهواسطه دژ باشکوه قلعه فلکالافلاک شناخته میشود، بلکه یکی از کهنترین کانونهای استقرار انسانی در فلات ایران است.
پایگاه خبری تحلیلی بانگ بیشه؛ رضوان پاک منش – توپوگرافی بسته و کوهستانی، چشمههای دائمی، رودخانه خرمآباد و دسترسی به منابع سنگی و زیستی، این دره را از دهها هزار سال پیش به پناهگاهی امن برای انسانهای شکارگر-گردآورنده و سپس جوامع نوسنگی بدل کرده است.
مجموعهای از غارها و پناهگاههای صخرهای پیرامون شهر، لایههای متوالی سکونت را از پارینهسنگی میانی تا دورههای متأخر پیش از تاریخ در خود حفظ کردهاند؛ لایههایی که درک ما از مسیر گذار انسان در زاگرس از شکارگری به یکجانشینی را عمیقتر میکند.
غار کلدر؛ ردپای کهن در آستانه خرمآباد
غار کلدر در غرب دره خرمآباد از مهمترین محوطههای پارینهسنگی زاگرس است. کاوشها نشان دادهاند که این غار، توالی ارزشمندی از لایههای پارینهسنگی میانی و جدید را در خود دارد. ابزارهای سنگی تیغهای، ریزتیغهها و بقایای جانوری، تصویری از راهبردهای معیشتی و فناوری گروههای انسانی ارائه میکند که در بازهای طولانی در این پناهگاه زیستهاند.
اهمیت کلدر در آن است که دادههای آن به بحثهای گستردهتر درباره پراکنش انسانهای هوشمند در جنوبغرب آسیا و تعامل احتمالی با نئاندرتالها در زاگرس پیوند میخورد. این غار نشان میدهد که دره خرمآباد نه یک ایستگاه گذرا، بلکه سکونتگاهی تکرارشونده و راهبردی بوده است.
کنجی و قمری؛ پناهگاههای پارینهسنگی در قلب دره
دو محوطه شاخص دیگر، غار کنجی و غار قمری هستند که شواهدی از استقرارهای پارینهسنگی را در خود حفظ کردهاند. در این غارها، لایههای رسوبی دستنخورده، امکان بازسازی دقیقتر توالیهای فرهنگی را فراهم کرده است. یافتههای ابزار سنگی از تراشههای ساده تا تیغههای ظریف نشان میدهد ساکنان این دره با محیط کوهستانی سازگار شده و از منابع محلی چخماق و کوارتز بهره بردهاند. بقایای جانوری نیز از شکار گونههای کوهستانی و دشتزی حکایت دارد؛ تنوعی که بازتاب تنوع زیستبومی زاگرس است.
یافتههای نوسنگی و گذار به یکجانشینی
در پیرامون دره خرمآباد، شواهدی از دوره نوسنگی نیز گزارش شده است؛ دورهای که با اهلیسازی گیاهان و جانوران و شکلگیری نخستین سکونتگاههای پایدار همراه است. اگرچه کانونهای بزرگ نوسنگی زاگرس در گسترهای وسیعتر از لرستان شناخته میشوند، اما دادههای خرمآباد نشان میدهد این دره در شبکه جابهجایی و تبادل جوامع آغازین کشاورز نقش داشته است. تغییر در الگوی ابزارسازی، ظهور سنگسابها و بقایای مرتبط با فرآوری دانهها، همگی نشانههای گذار از زیستِ سیّال به استقرارهای پایدارترند.
انتشار نتایج مطالعات جدید محوطههای پیشازتاریخ دره خرمآباد در مجله موزه ملی ایران
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان لرستان پیش از این از انتشار مقالهای علمی درباره دورههای مسوسنگی و مفرغ در دره خرمآباد در جدیدترین شماره مجله موزه ملی ایران خبر داد و این پژوهش را گامی مهم در تکمیل شناخت علمی توالی فرهنگی این منطقه عنوان کرد.
عطا حسنپور با اعلام این خبر گفت: مقالهای با عنوان «دورههای مس و سنگی و مفرغ در دره خرمآباد: بازخوانی مجموعههای سفالی پژوهشهای برمن و هُل در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰» منتشر شده که به بازخوانی و انتشار دادههای باستانشناختی میپردازد که تاکنون منتشر نشده بودند.
وی با اشاره به اهمیت این پژوهش افزود: دره خرمآباد بهدلیل برخورداری از شرایط محیطی مناسب و موقعیت جغرافیایی ممتاز، از دوران پیشازتاریخ تا دوره اسلامی همواره محل استقرار جوامع انسانی بوده است. با وجود مطالعات گسترده، اطلاعات منتشرشده عمدتاً به دوره پارینهسنگی محدود بود و درباره دورههای پس از آن، بهویژه مسوسنگی و مفرغ، کمبود اطلاعات جدی وجود داشت.
حسنپور ادامه داد: این مقاله با تمرکز بر دو مجموعه مهم شامل سفالهای بهدستآمده از بررسی جودیت برمن در سال ۱۳۵۷ و سفالهای حاصل از کاوش فرانک هُل در غار قمری در اوایل دهه ۱۳۴۰، نقش مهمی در رفع این خلأ ایفا میکند. در بررسی برمن، ۱۵ محوطه پیشازتاریخی شناسایی شد و سفالهای غار قمری نیز متعلق به بازه زمانی اواخر دوره مسوسنگی جدید تا عصر مفرغ هستند.
مدیرکل میراث فرهنگی لرستان با تأکید بر جایگاه راهبردی این منطقه گفت: دره خرمآباد در حد فاصل خوزستان و فلات مرکزی قرار دارد که هر یک در دوران پیشازتاریخ دارای حوزههای فرهنگی متفاوتی بودند. این موقعیت ویژه، نشاندهنده نقش این منطقه بهعنوان کریدور ارتباطی و کانون تعاملات فرهنگی و تجاری در دوران کهن است. همچنین رودخانه خرمرود بهعنوان عامل اصلی شکلگیری استقرارهای انسانی در این دره شناخته میشود.
وی با اشاره به نگهداری این آثار در مخزن موزه ملی ایران اظهار کرد: مجموعه سفالهای مورد مطالعه با هماهنگی و مجوز موزه ملی ایران، پس از نزدیک به پنج دهه برای مطالعه و انتشار در اختیار پژوهشگران قرار گرفت که این اقدام گامی مهم در تکمیل مطالعات فرهنگی منطقه بهشمار میرود.
حسنپور انتشار این مقاله را همزمان با ثبت جهانی محوطههای پیشازتاریخی دره خرمآباد دارای اهمیت ویژه دانست و افزود: انتشار این یافتهها ضمن معرفی بهتر این محوطهها، زمینه درک دقیقتر توالی فرهنگی و نقش منطقه در تعاملات انسانی را فراهم میکند. دره خرمآباد با دارا بودن شواهدی از حضور نئاندرتالها تا انسان هوشمند، یکی از مهمترین کانونهای مطالعات پیشازتاریخ در ایران محسوب میشود.
وی در پایان ابراز امیدواری کرد انتشار این مقاله زمینهساز انجام پژوهشهای بیشتر درباره ادوار فرهنگی این منطقه باشد و جایگاه لرستان را بهعنوان «سرزمین پیشازتاریخ» بیش از پیش در محافل علمی ملی و بینالمللی تثبیت کند.
چرا خرمآباد در پیشتاریخ مهم است؟
جغرافیای راهبردی: درهای محصور با منابع آبی دائمی که در مسیرهای طبیعی عبور میان بینالنهرین و فلات مرکزی ایران قرار دارد.
توالی لایههای فرهنگی: امکان مطالعه پیوسته از پارینهسنگی میانی تا دورههای متأخرتر.
تنوع زیستبومی زاگرس: فراهمکننده طیفی از منابع شکار و گردآوری که بقای بلندمدت را ممکن کرده است.
ظرفیت مقایسهای منطقهای: دادههای این محوطهها برای مقایسه با دیگر سایتهای زاگرس و غرب آسیا کلیدی است.
چالشهای حفاظت و چشمانداز آینده
رشد شهری، فعالیتهای عمرانی و فرسایش طبیعی میتواند به لایههای حساس این محوطهها آسیب برساند. ثبت و پایش مستمر، آموزش جوامع محلی و توسعه گردشگری مسئولانه با تمرکز بر معرفی علمی و نه مداخله در بافتهای باستانی از ضرورتهاست. تقویت همکاری میان دانشگاهها و نهادهای میراث فرهنگی برای کاوشهای میانرشتهای (باستانجانورشناسی، رسوبشناسی، تاریخگذاری مطلق) نیز میتواند تاریخ سکونت در این دره را با دقت بیشتری روشن کند.
محوطههای پیش از تاریخ خرمآباد، از غار کلدر تا کنجی و قمری، همچون آرشیوی طبیعیاند که داستان هزاران سال زیست انسانی در زاگرس را روایت میکنند. این دره، پلی میان گذشتههای بسیار دور و امروز ماست؛ جایی که هر لایه خاک، سطر تازهای از کتاب نخستین ایرانیان را پیش چشم پژوهشگران میگشاید. اگر حفاظت و پژوهش بهصورت پایدار ادامه یابد، خرمآباد میتواند همچنان یکی از کلیدیترین آزمایشگاههای میدانی برای فهم پیشتاریخ غرب ایران باقی بماند.



























